اگر می خواهید عضو این وبلاگ باشید بهتر
است از این سیستم /با امکانات زیاد/ استفاده کنید
بخشی از مطالب طنز .اس ام اس و
جوک هاي قلقلکي فقط براي اعضاي سايت ارسال مي شود .پس عضو شويد
و از
مطالب لذت ببريد
لطفا کمي صبر کنيد ...
ظرفیت تا ۵۰۰ نفر می باشد این فرصت کوتاه تمدید نخواهد شد
همینحالا عضو شوید و از خنده غش کنید
ورود کاربران *فایرفاکس* یادآوری کلمه عبور برخی از امکانات سیستم
نفر تا این لحظه
تعداد اعضای خبرنامه تا تاریخ 8/8/13۸8 : 203نفر
«ارسال لینک سایت به دوستان» نام شما
:
ایمیل شما
: نام دوست شما: ایمیل دوست شما: راننده تاکسی- مطلب طنز مسافر تاکسی آهسته روی شونهی راننده زد، چون میخواست ازش یه سوال بپرسه… راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد… نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس… از جدول کنار خیابون رفت بالا… نزدیک بود که چپ کنه… اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چند ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود، تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!" مسافر عذرخواهی کرد و گفت: "من نمیدونستم که یه ضربهی کوچولو آنقدر تو رو میترسونه" راننده جواب داد: "واقعا تقصیر تو نیست… امروز اولین روزیه که به عنوان یه رانندهی تاکسی دارم کار میکنم… آخه من 25 سال رانندهی ماشین جنازه کش بودم…!" ۳جوکس پـــــــــــــریــــــــــــــــــــــــا يك چهره متفاوت ديگر از رضا شفيعيجم در فيلم «پريا» به نقل از روزنامه قدس
۳جوکس
بر اثر قطع برق در شهر حیف نون اینا، ده ها تن از هم شهری های حیف نون، ساعت ها روی پله های برقی گیر کردن!
مردی با اسلحه وارد بانک شد و تقاضای پول کرد. وقتی پولها را دریافت کرد رو به یکی از مشتریان بانک کرد و پرسید: آیا شما دیدید که من از این بانک دزدی کنم؟ مرد پاسخ داد: بله قربان من دیدم. سپس دزد اسلحه را به سمت شقیقه مرد گرفت و او را در جا کشت. سپس مجددا رو به زوجی کرد که نزدیک او ایستاده بودند و از آنها پرسید آیا شما دیدید که من از این بانک دزدی کنم؟ مرد پاسخ داد: نه قربان. من ندیدم اما همسرم دید!
نکته اخلاقی: وقتی شانس در خونه شما را می زنه... ازش استفاده کنید!
جیف نون پشه بند می خره، تاصبح نمی خوابه پشه ها رو مسخره می کنه!
ترکه داشت واسه دوستش تعریف می کرد: وقتی من جوون بودم، دوست نداشتم برم جشن های عروسی، چون تمام عمه ها و خاله های پیرم می آمدند پیش من و بهم سیخونک می زدند و می خندیدند و می گفتند «تو نفر بعدی هستی!»، البته بعداً همه شون از این کار دست کشیدن و این درست از وقتی بود که منم همین کار رو عیناً با اونا می کردم، البته در مجالس ختم!
زن جوانی که اولین بچه اش را به دنیا آورده بود، به شوهرش می گه خوبه پوشک عوض کردن بچه رو امتحان کنه!
مرد می گه: من الآن کار دارم، بعدی رو من انجام می دم.
دفعه بعد که بچه خیس می کنه، زنه به شوهرش می گه: الآن می خوای پوشک عوض کردن بچه رو یاد بگیری؟
مرده یه خورده نگاه می کنه بعد به زنش می گه: منظورم پوشک بعدی نبود، منظور بچه بعدی بود!!!
حیف نون می ره اداره پلیس، می گه: اومدم بهتون بگم طوطی ام گم شده.
ماموره با تعجب می گه: ولی فکر نکنم ما بتوانیم طوطی شما را پیدا کنیم.
حیف نون می گه: نه اصلاً دنبالش هم نباشین. من فقط اومدم بهتون بگم که اگر تصادفاً اونو پیدا کردین، بدونین که من با عقاید سیاسیش موافق نیستم!!! به هر کسی که فحش بده، نظر شخصی خودشه!
در مجلس سالگرد ازدواج، شوهر رو کرد به میهمانان و با افتخار گفت: من به جرأت می توانم بگویم که من و همسرم 24 سال با خوشبختی کامل زندگی کردیم.
یکی از میهمانان گفت ولی شما که 4 سال است که با هم ازدواج کرده اید!
مرد گفت: خوب منظور من اون سالهایی است که هر دو مجرد بودیم.
کلفتی که تازه به استخدام آقا و خانم مسنی درآمده بود، می گفت: من آدم خیلی سخت کاری هستم، توی دهمون که بودم هر روز از هشت تا اسب و الاغی که داشتیم نگهداری می کردم، هیچ هم خسته نمی شدم، تازه شما که فقط دو نفرین!
یه روز حیف نون میره مغازه لوازم خونگی چشمش می افته به فلاسک. می پرسه آقا اون چیه؟ مغازه دار می گه اون فلاسکه، هر چیز سردی رو بداری توش سرد نگه می داره، هر چیز گرمی رو هم بذاری توش گرم نگه می داره. حیف نون خوشحال می شه و یکی می خره. فردا که می ره اداره، فلاسک رو با خودش می بره. رئیسش می پرسه ببینم، چی تو اون فلاسکت داری؟ حیف نون می گه آقای رییس! 2 تا آلاسکا دارم با 3 تا فنجون قهوه!
«پريا» فيلمي كودكانه با تروكاژهاي خاص كامپيوتري خواهد بود
بقیه در ادامه مطلب
نگاه ويژه ؛ احمدي نژاد در فرودگاه دمشق و غافلگيري پليس سوري! (بدل احمدي نژاد)
قدس- گروه سياسي- طبسي: حضور غير منتظره احمدي نژاد در فرودگاه دمشق پليس سوريه را غافلگير كرد.
ماجرا از اين قرار بود كه هفته گذشته تعدادي از هموطنانمان كه براي زيارت بارگاه حضرت زينب(س) به سوريه سفر كرده بودند، در فرودگاه دمشق با تعدادي از افسران پليس فرودگاه روبه رو شدند كه به دور احمدي نژاد !حلقه زده بودند.زائران ايراني نيز كه از اين ماجرا باخبر شدند، خواستند با رئيس جمهور كشورشان از نزديك ديدار كنند. اما زماني كه زائران ايراني با كنار زدن جمعيت به احمدي نژاد رسيدند، تازه متوجه سركار رفتن پليس سوريه شدند.به گزارش خبرنگار ما، شخصي كه پليس تصور مي كرد رئيس جمهور ايران است، كسي نبود جز يك ايراني ساكن شمال كشورمان كه بسيار شبيه به دكتر محمود احمدي نژاد بود !گفتني است، به دليل جمعيت بسيار زياد مسافراني كه در سالن فرودگاه دمشق از اين ماجرا آگاه شده بودند، اين هموطن شمالي از سوي مأموران و گارد فرودگاه به قسمت ديگري منتقل شد.